1001 Nights

One Thousand and One Nights

پادکست هزارویکشب

July 27th, 2016

مجموعه‌‌ی هزار و یک شب، حدود صد و هفتاد حکایت است که نزدیک به هشتصد شب داستانی را در بر می‌گیرد. این کتاب را در زبان انگلیسی شب‌های عربی نامیده‌اند. اما بر پایه‌ی پژوهش‌ها داستان‌های این مجموعه سه منبع متفاوت دارند: هندی، ایرانی و عربی. نقطه‌ نظر مشترک پژوهشگران اما این است که هزار افسان ایرانی هسته‌ی اولیه‌ی این حکایت‌ها است.

کتاب هزار و یک شب برخلاف آنچه گاه تصور می‌شود تا اواخر قرن هفدهم میلادی در جهان ناشناخته بود. جهانیان کشف آن را مدیون آنتوان گالان فرانسوی هستند. او یک کتاب‌شناسِ آشنا به عتیقه‌ و تشخیص اشیای قدیمی بود که از سوی دربار لویی چهاردهم برای شناسایی و خرید سکه‌ها، نشان‌ها و مدال‌های شرقی عازم ترکیه (عثمانی آن‌روز) و سپس خاورمیانه شد.

گالان، با یافتن نسخه‌ای از ماجراهای سندباد بحری و ترجمه و اقتباس از آن به زبان فرانسوی زمینه‌ساز شناسایی و کشف کتاب هزار و یک شب شد. ترجمه‌های گالان از الف لیله و لیله از سال ۱۷۰۴ تا ۱۷۱۷ میلادی در دوازده جلد در پاریس منتشر شد. پس از او چندین ترجمه‌ی دیگر به زبان‌های فرانسوی، آلمانی و انگلیسی در اروپا انجام شد.

قرعه‌ی نخستین ترجمه‌ی فارسی از الف لیله و لیله را صد و پنجاه سال بعد از ترجمه‌ی گالان، در زمان محمدشاه قاجار به‌نام عبداللطیف تسوجی زدند. برگردان فارسی او از متن عربی این کتاب با نام هزار و یکشب در سال ۱۲۱۹ خورشیدی با چاپ سنگی منتشر شد.

نخستین چاپ از کتاب هزار و یک شب به صورت امروزی در سال ۱۳۱۵ خورشیدی به وسیله‌ی انتشارات کلاله خاور عرضه شد و بعدها ناشران مختلف چاپ‌های گوناگونی از این کتاب را منتشر کردند.

آنچه که از هزار و یک شب به زبان فارسی منتشر شده بیشتر بر اساسِ ترجمه‌ی آنتوان گالان یا ماردروس (هر دو فرانسوی) از این کتاب، و یا متن عربی معروف به نسخه‌ی بولاق بوده است.

در دهه‌ی اخیر اما دو ترجمه‌ی تازه از هزار و یک شب به زبان فارسی منتشر شده است، یکی به ترجمه‌ی ابراهیم اقلیدی بر اساس نسخه‌های عربی با استفاده از چند متن انگلیسی و فرانسه (نشر مرکز، ۱۳۸۶)، و دیگری از محمدرضا مرعشی‌پور بر اساس نسخه‌ی بولاق (انتشارات نیلوفر، ۱۳۹۰).

نمونه‌ی گفتاری داستان‌های هزار و یک شب، از نسخه‌ی ترجمه‌ شده‌ی ابراهیم اقلیدی از این کتاب است.

۱- سرگذشت شهریار و برادرش شاه زمان

July 28th, 2016
00:0000:00

داستان پردازان خوش سخن و افسانه سرایان روزگاران کهن چنین آورده اند( اما خدا داناتر است) که روزی روزگاری در زمانهای بسیار قدیم پادشاهی از پادشاهان ایرانی و از خانواده ی ساسانی در هندوستان و چین فرمانروا بود که دو پسر داشت. یکی بزرگتر و دیگری کوچکتر و هر دو شهسوارانی دلیرو یکه نازانی شیرگیر. اما برادر بزرگتر چابکسوارتر بود و به دادگری و مردم پروری زبانزد همگان و نامش شهریار پادشاه سرزمین نیمروز. برادر کوچکتر شاه زمان پادشاه سمرقند ایران بود و هر دو بیست سالی می شد که بر کشور خود فرمانروا و در زندگی کامروا بودند و در این همه سال پیوسته در کار کشور داری بودند. تا اینکه یک روز شهریار دلتنگ برادر شد و آرزوی دیدار او را با وزیر خود در میان نهاد: ای وزیر اگر خدا بخواهد برای دیدن برادر رهسپار سمرقند خواهم شد.

۲- افسانه ی دهقان و خر و گاو او

July 28th, 2016
00:0000:00

۳- بازرگان و دیو، پیر اول تا سوم

July 28th, 2016
00:0000:00

۴- ماهیگیر و دیو، وزیر یونان

July 28th, 2016
00:0000:00

۵- ماهیگیر و دیو، شاهزاده و ماده دیو

July 28th, 2016
00:0000:00

۶- ماهیگیر و دیو، شاهزاده جادو و ماهیان

July 28th, 2016
00:0000:00

۷- سرگذشت حمال و دختران و سه گدا

July 28th, 2016

۸ - سرگذشت قلندر اول

July 28th, 2016

۹ - سرگذشت قلندر دوم

July 28th, 2016